السيد ابن طاووس ( مترجم : مبشري )

24

كشف المحجة لثمرة المهجة ( فانوس ) ( فارسي )

خويشتن صاحبنظر نشده‌اند بلكه موجودى كه كنه ذات او را نمىدانند چيست اين موهبت را به آنان عطا كرده است . پس بايد از همان موجودى كه اين چراغ طرفه را در شبستان هستى آنان برافروخته است بپرسند كه : از اين كار عجب چه مقصودى در ميان است ؟ ، بنا بر اين همين دلالت اجمالى قبل از ترتيب مقدمات ، گوياى آن است كه بخشنده اى اين همه نعمت به بندگان ارزانى فرموده است و همين امر بر وجود پروردگارى و افاضه نعمات او به بندگان حجت است . قبلا اشارت كرديم كه انسان زان پيشتر كه به مرحله بلوغ و رسايى فكر پاى گذارد به بداهت و وجدان در مىيابد كه هر اثرى دلالت بر وجود مؤثرى دارد و اين ادراك بديهى را خالق متعال به او عنايت فرموده است ( 1 ) . پس ، انسان اگر لازم ديد كه به اين علوم اشتغال يابد بايد در محضر استادانى علم آموزد كه او را به رهبر نخستين و عطاكننده نور خرد و گوياكنندهء زبان استاد او پس از گنگ بودن ، زانو بر زمين زند و علم آموزد و در آنكه روانكنندهء هوا در حبابچه‌هاى شش اوست و مفرّح ذاتست و ممدّ حيات ، آن كس كه به استاد او زندگى بخشيده است و وجود او را مىپايد . و آنچه را كه از اراده و قصد و مطلوب به آن نيازمند است نگاه مىدارد . بالجمله آنكه استاد او را زان پس كه بر شكم مىخزيد قائم و استوار بر پاى داشته و نيروى خرد و دريافت را به او داده است ، تا آنچه او را سودمند است بشناسد و در طلب آن بكوشد ، و از آنچه به او آسيب و زيان مىرساند دورى گزيند .

--> ( 1 ) كه هر جنبنده جنباننده دارد .